غزل شماره ۵۴
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ابی۸ بیت
ای زلف تو ماه را نقابیوالیل ز موی تست تابی
با مهر رخت زمین چه حاجت؟دارد به مهی و آفتابی
از شرم بلندی تو کیوانشد در پس پنج و شش حجابی
شیطان منشان دشمنت راشمشیر تو اشهب الشهابی
بر سیخ سنانت درگه کینباشد دل دشمنان کبابی
با معرفت تو لوح محفوظیک حرف نباشد از کتابی
دریای محیط و چرخ اطلساز قلزم همتت حبابی
خالد چه زنی دم از صفاتش؟حدی چو ندارد و حسابی