گنج

غزل شماره ۲۳

قافیه: الهشد۴ بیت
جانا بیا که بی تو جهان جمله واله شدبس دل ز داغ نرگس مستت گلاله شد
آماده است بزم به امید مقدمتقد چنگ و اشک تار و دوچشمم پیاله شد
در در طفلیت تملک دلها وظیفه بودبی حجت و کنون خط سبزت قباله شد
بودم امید بوسه ای از لب چشم توآن را به چاه غبغبت از وی حواله شد