گنج

بخش ۱۵ - آغاز کتاب سام‌نامه - از گفتار افصح‌المتکلمین خواجوی کرمانی رحمه‌الله علیه

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۲ بیت
کنم ابتدا از خداوند یادکه هر مشکلی را بود او گشاد
کنون روی در روی جام آورمیکی قصه از کار سام آورم
زبان را چو خلخال زرین کنمسمند سخن سنج را زین کنم
کنون پر شگفتی یکی داستانبپیوندم از گفته باستان
که چون رخت بیرون برم زین سرایز من یادگاری بماند به جای
که هر ذره خاکم غباری بودپس از مرگ من یادگاری بود
اگر خود به مقصد رسد پای منبرآید به دولت تمنای من
بپردازم این نامه نامدارکه از من بماند بسی یادگار
اگر خود فلک را جز این نیست رایبسا آرزوها که ماند به جای
زمانه نه بر من ستم کرد و بسنبینم ز جور وی آزاد کس
جهان چولعین جهنده بودخنک آنکه قهرش فکنده بود
بیا تا بشوئیم ازین دوست دستنباشیم در دام او پای بست
سر پای بر چرخ گردون زنیمیکی روی بر خاک میدان نهیم
بهارست از خاک گل می‌دهدعروس چمن در چمن می‌چمد
ز یک سوی نرگس قدح برگرفتز سوی دگر لاله ساغر گفت
بنفشه سر زلف بر باد دادپریشانی من مرا یاد داد
مگر بلبل از غنچه بیداد داشتز دل‌تنگیش بانگ و فریاد داشت
چنین روز با شادمانی بودبود گر به وقت جوانی بود
جوانی ز عیش و طرب سرمکشکه عیش و طرب با جوانیست خوش
پس از ما بسی روزگاران بودکه گل روید و نوبهاران بود
هزار آفرین بر لب راستانبر آن کس که خوش خواند این داستان
نویسنده گر کج نخواهد نوشتبرومند بادا به خرم بهشت