بخش ۱۴ - در وجود آمدن فریدون و احوال آن
ببالید برسان سرو سهیهمی تافت زو فر شاهنشهی
جهان جوی با فر جمشید بودبه کردار تابنده خورشید بود
جهان را چو باران به بایستگیروان را چو دانش به شایستگی
به سر بر همی گشت گردان سپهرشده رام با آفریدون به مهر
همان گاو کش نام پرمایه بودز گاوان ورا برترین پایه بود
ز مادر جدا شد چو طاؤس نربه هر موی بر تازه رنگی دگر
شده انجمن بر سرش بخردانستارهشناسان و هم مؤبدان
که کس در جهان گاو چونان ندیدنه از پیرسر کاردانان شنید
زمین کرد ضحاک پر گفتگویبه گرد جهان هم برین جستجوی
فریدون که بودش پدر آبتینشده تنگ بر آبتین بر زمین
گریزان و از خویشتن گشته سیردرآویخت ناگاه در کام شیر
از آن روزبانان ناپاک مردتنی چند روزی بدو بازخورد