شمارهٔ ۸ - فی تهنیة بعید الفطر
ایکه زلفت شب قدرست و رخ زیبا عیدعید ما بی تو بعیدست و توئی ما را عید
کوثرست ار شکر ار چشمه حیوان یا لبعارضست ار قمر ار لاله نعمان یا عید
شکری از لب شکر شکنت می خواهمزانک خواهند ز ارباب کرم حلوا عید
خم ابروی تو پیوسته هلالست ولیکروی زیبای دلافروز جهان آرا عید
گرچه در مذهب هر طایفه عیدی دگرستنیست در مذهب وامق بجز از عذرا عید
عید گفتی که من از رخ بگشایم پردهروی بنمای که من صبر ندارم تا عید
گر ترا خاطر باغ و سر صحرا باشدروضه ی خلد بود باغ و سر صحرا عید