شمارهٔ ۱۲ - فی مرثیة السلطان السعید الشهید ارپه خان و مدح الامیر جلال الدولة و الدین مهدی
ز دست این فلک گوژ پشت سفله پرستکدام سر که نرفتست عاقبت از دست
اگر نهی ز شرف بر سر کواکب پایبزیر پای حوادث کند سپهرت پست
سکندر ار چه بمردانگی جهان بگشودبوقت کوچ بنا کام بار رحلت بست
تهمتن ار غم این هفتخوان خلاص نیافتسیامک از کف این دیو کینه جوی نجست
غبار دل چه نشیند چو گرد محنت خاستز ملک و مال چه خیزد چو شمع عمر نشست
چو ساقی فلکت می ز هفت جام دهدچو جم کشند بیکدم بخوابگاهت مست
ز سرد مهری گیتی نگر که در هیجابه تیر چرخ روان امیرزاده بخست