شمارهٔ ۲
وقت سحرست و نوبت بامآمد گَهِ عیش و نوبت جام
ای لعبت سیمبر بیاوراز ساغر زر شراب زرفام
آن باده ی پخته ده که حیفستمی پخته و ما بدین صفت خام
بنمای ز مطلع صراحیدر وقت سحر ستاره ی بام
شاهد غرضست ور نه در خلدآرام کراست بی دلارام؟
چون خار بود بچشم رامینگل بی رخ ویسه ی گل اندام
ز ایام شکایتی که دارمگویم همه یک به یک به ایام
عشق تو که خاص از آن ما بودامروز شدست در جهان عام
در دام زمانه چند باشیرو جام شراب گیر مادام
از دست مده می مغانهوز چنگ منه نی و چغانه
شعر ناقص تایپ شده است (تصحیح سهیلی خوانساری صفحهٔ ۵۱۲)