گنج

شمارهٔ ۹۴

۱۰ بیت
خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اندشب را به پاسبانی اختر نشانده‌اند
چیپور را ممالک فغفور داده‌اندمهراج را به مسند خان برنشانده‌اند
تا خود چه دیده‌اند که چیپال هند راترکان به پادشاهی خاور نشانده‌اند
هم‌چون مگس به تنگ شکر برنشسته استخالی که بر عقیق چو شکّر نشانده‌اند
گویی که دانه‌ای به قمر برفشانده‌اندیا مهره‌ای ز غالیه در خور نشانده‌اند
یا خازنان روضهٔ رضوان بلال رادر باغ خلد بر لب کوثر نشانده‌اند
گفتم که خال هم‌چو سیه‌دانهٔ تو رابر قرص آفتاب چه در خور نشانده‌اند
گفتا به روم خسرو اقلیم زنگ راگویی که بر نیابت قیصر نشانده‌اند
برخیز و باده نوش که مستان صبح‌خیزآتش به آب دیدهٔ ساغر نشانده‌اند
خون جگر که بر رخ خواجو چکیده استیاقوت‌پاره‌ای ست که در زر نشانده‌اند