گنج

شمارهٔ ۵۲

۱۲ بیت
گرت چو مورچه گرد شکربر آمده استتو خوش بر آی که با جان برابر آمده است
بنوش لعل روان چون زمرّد سبزتنگین خاتم یاقوت احمر آمده است
چشمه ی نوش تو سبزه گر بدمیدترش مشو که نبات از شکر برآمده است
بگرد چشمه ی نوش تو سبزه گر بدمیدترش مشو که نبات از شکر برآمده است
ز خطّ سبز تو نسخم خوش آمدی و کنونخط غبار تو خود زان نکوتر آمده است
تو خوش درآو مشو در خط از من مسکینکه خط بگرد عذار تو خوش در آمده است
شه حبش که ز سر حدّ شام بیرون راندکنون بتاختن ملک خاور آمده است
ز سهم ناوک ترکان غمزه ات گوئیکه هندوئیست که نزد زره گر آمده است
کند بسنبل گردنگشت زمانه خطابکه خادمی تو در شان عنبر آمده است
میان مشک و خطت فرق نیست یک سر مویولیک موی تو از مشک بر سر آمده است
گمان مبر که برفت آب لعلت از خط سبزکه لعل را خط پیروزه زیور آمده است
بیا بدیده ی خواجو نگر که خط سیاهبگرد روی چو ماهت چه در خور آمده است