گنج

شمارهٔ ۱۹۶

۷ بیت
باز هشیار برون رفته و مست آمده ایموز می لعل لبت باده پرست آمده ایم
تا ابد باز نیائیم از پی آنکمست جام لبت از عهد الست آمده ایم
از درت بر نتوان خاست از آنروی که مابر سر کوی تو از بهر نشست آمده ایم
با غم عشق تو تا پنجه در انداخته ایمچون سر زلف سیاهت بشکست آمده ایم
سر مادار که سر در قدمت باخته ایمدست ما گیر که در پای تو پست آمده ایم
بر سر کوی تو زینگونه که از دست شدیظاهر آنستکه آسانت بدست آورده ایم
عیب سرمستی خواجو نتوان کرد چو ماباز هشیار برون رفته و مست آمده ایم