گنج

شمارهٔ ۱۹۲

۹ بیت
هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیامکاخر ای دلمردگان جز باده من یحیی العِظام
ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرستخاصه این ساعت که صحن باغ شد دارالسلام
پختگانرا خام و خامانرا شراب پخته دهحیف باشد خون رز در جوش و ما زینگونه خام
بر سر کوی خرابات از خرابی چاره نیستنام نیکو پیش بد نامان بود ننگی تمام
گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن بمیزشت باشد دلق نیلی و شراب لعل فام
کام دل خواهی برو گردن بناکامی بنهدر دهان شیر می باید شدن بر بوی کام
عار باشد نزد عارف هر که فخر آرد بزهدننگ باشد پیش عاشق هر که یاد آرد ز نام
آنک در خلوتگه خاصش مجال عام نیستلطف او عامست و عشق او نصیب خاص و عام
باد بر خاک عراق از دیده ی خواجو درودباد بر دارالسلام از آدم خاکی سلام