گنج

شمارهٔ ۱۹۱

۹ بیت
عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فامتا جمال حور مقصورات بینی فی الخیام
باده پیش آور که هر دم باد عنبر بوی صبحمی دهد جانرا پیام از روضه ی دارالسلام
مشعل خورشید فروزان شمع بر گیر ای ندیمباد شبگیری برآمد باده در ده ای غلام
ماه مطرب گو بزیر و بم در آور ساز راکافتاب خاوری تشریف داد از راه بام
تا ترا در پیش بت رویان درست آید نمازجامه ی جانرا نمازی کن بآب چشم جام
عزّت دیر مغان از ساکن مسجد مجویکافر مکّی چه داند حرمت بیت الحرام
عار باشد در طریق عشق بیم از فخر و عارننگ باشد در ره مشتاق ترس از ننگ و نام
من ببوی خال مشکین تو گشتم پای بندمرغ وحشی از هوای دانه می افتد بدام
کام دل خواجو بآسانی نمی آید بدسترو بنا کامی رضا ده تا رسانندت بکام