گنج

شمارهٔ ۱۸۷

۱۱ بیت
این چه بویست که از باد صبا می‌شنوموین چه خاکست کزو بوی وفا می‌شنوم
گر نه هدهد ز سبا باز پیام آورده‌ستاین چه مرغیست کزو حال سبا می‌شنوم
از کجا می‌رسد این قاصد فرخنده کزومژدهٔ آن مه خورشید لقا می‌شنوم
ای عزیزان اگر از مصر نمی‌آید بادبوی پیراهن یوسف ز کجا می‌شنوم
می‌کنم ناله و فریاد ولی از در و کوهسخن سخت به هنگام صدا می‌شنوم
نسبت شکل هلال و صفت قامت خویشیک به یک زآن خم ابروی دو تا می‌شنوم
این چه رنجست کزو راحت جان می‌یابموین چه دردست کزو بوی دوا می‌شنوم
ای رفیقان من از آن سرو صنوبر قامتبه صفت راست نیاید که چه‌ها می‌شنوم
باد صبح از من خاکی اگرش گردی نیستهر نفس زو سخن سرد چرا می‌شنوم
سخن آن دو کمانخانهٔ ابروی دو تانه به اندازهٔ بازوی شما می‌شنوم
هر گیاهی که ز خون دل خواجو رُسته‌ستدم به دم زو نفس مهر گیا می‌شنوم