شمارهٔ ۱۱۹
اهل تحقیق چو در کوی خرابات آینداز ره میکده بر بام سماوات آیند
تا ببینند مگر نور تجلّی جمالهمچو موسی ار نی گوی بمیقات آیند
گر کرامت نشمارند می و مستی رااز چه در معرض ارباب کرامات آیند
بر سر کوی خرابات خراب اولیترزانک از بهر خرابی بخرابات آیند
پارسایان که می و میکده را نفی کنندگر بنوشند مئی جمله در اثبات آیند
ورچو من محرم اسرار خرابات شوندفارغ از صومعه و زهد و عبادات آیند
بدواخانه ی الطاف خداوند کرمدردمندان تمنّای مداوات آیند
تشنگان آب اگر از چشمه ی حیوان جویندفرض عینست که چون خضر بظلمات آیند
اسب اگر بر سر خواجو بدواند رسدشآنک شاهان جهان پیش رخش مات آیند