گنج

شمارهٔ ۱۱۷

۹ بیت
از صومعه پیری بخرابات درآمدبا باده پرستان بمناجات درآمد
تجدید وضو کرد بجام می و سرمستدر دیر مغان رفت و بطاعات درآمد
هر کس که ز اسرار خرابات خبر داشتاز نفی برون رفت و باثبات درآمد
این طرفه که هر کو بگذشت از سر درماندرد دلش از راه مداوات درآید
ایدل چو در بتکده در کعبه گشودندبشتاب که هنگام عبادات درآمد
فارغ بنشست از طلب چشمه ی حیوانهمچون خضر آنکس که بظلمات درآمد
مطرب چو خروس سحری نغمه برآوردبا مرغ صراحی بمقالات درآمد
دل در غم عشقش بخرافات در افتادجان با لب لعلش بمراعات درآمد
مستان خرابش بدر دیر کشیدنددر حال که خواجو بخرابات درآمد