گنج

شمارهٔ ۲

۱۸ بیت
ای رویت از فردوس بابیوز سنبلت بر گُل نقابی
هر حلقه ئی زان پیچ و تابیدر حلق جان من طنابی
از سوز عشق اردم برآرمدر دم بسوزد هفت طارم
وز آب چشم سیل بارمدر گردش آید آسیابی
می درده ای گلروی مهوشکافکند گل بر سبزه مفروش
باشد کزان آب چو آتشبر آتش غم ریزم آبی
ساقی ز خواب صبح برخیزبا ما زمانی خوش درآمیز
درده خلاف اهل پرهیززان باده ی نوشین شرابی
ای یار نوشین لب کجائیجامی بنوش اریار مائی
بشتاب ساقی چند پائیکز عمر می یابم شتابی
بینم که نوشم با حبیبانمی بر سماع عندلیبان
گر وعظ گویندم لبیبانزین به نمی بینم صوابی
ای خوش نسیم نوبهارانچونست حال دوستداران
تلخست باری عیش یارانبی شکّر شیرین جوابی
برخاست بانگ نوبت بامپیش آر ساقی باده ی خام
پر کن قدح کز مطلع جامهر دم برآید آفتابی
خواجو نه وقت بوستانستبستان حضور دوستانست
ای دوستان امشب نه آنستکاید مرا در دیده خوابی