شمارهٔ ۲۱ - فی طلب العیادة
ایا سپهر علّوی که رای روشن توز شاه گنبد پیروزه گوی برباید
عروس کلّه طبعت بگاه جلوه گریهزار دل برباید چو پرده بگشاید
بلطف طبع تو دیگر کجا تواند دیدهزار سال سپهر ار جهان بپیماید
قسم بشکّر نطقت که طوطی طبعمبگاه مدح تو گفتن شکر همی خاید
از آن بحضرتعالی نیاورم تصدیعکه اتّصال مقیمی ملامت افزاید
میسّرم نشود روز و شب تفرّج و عیشمرا شتر بعماری ز چین نمی آید
اگر بود مرضی بنده را امید آنستکه از قدوم شما صحتّش پدید آید
مرا تو عمر عزیزی اگرچه عمر عزیزمعینست که با هیچکس نمی پاید
توقعست ز خلقت که هرچه صادر شدز راه مرحمت از بنده عفو فرماید