شمارهٔ ۸ - وله
گفت با من یکی ز فیروزانکه چه بودت ز آمدن مقصود
شهر بگذاشتی و بگذشتیاز مقامی که بود معدن جود
و امدی سوی محنت آبادیکه نباشد درو کرم موجود
این زمان با وجود حاکم ماجود را نیست در زمانه وجود
سیم ویسه ست و شاه ما رامینزر ایازست و میر ما محمود