گنج

شمارهٔ ۱۱ - ایضاً

۳ بیت
چون گشت سوار آنک بهنگام سواریجولانگه که پیکر او عالم بالاست
زد پاشنه بر استر و از جای بر انگیختز انسان که ازو استرک خسته امان خاست
استر چو بتنک آمد ازو بانک بر آورد«گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست»