گنج

شمارهٔ ۳۵ - فی الافتخارات و المباهات

۲۵ بیت
سطریست هر دو کون از اوراق دفترمحرفیست کاف و نون ز حروف محررّم
کرسی نهند تخت نشینان عرشیممیدان دهند شاهسواران اخترم
چون در سرادقات معانی کنم نزولطاوس سدره مروحه سازد ز شهپرم
ناهید کیست مطربی از بزم فکرتمخورشید چیست پرتوی از رای انورم
سلطان نشان عقل ندیمی ز مجلسمقاضی القضاة چرخ گواهی ز محضرم
تیر دبیر منشی دیوان حکمتمبدر منیر شمسه ی ایوان منظرم
شاه فلک تبیره زن خیل همتّمپیر خرد خریطه کش طفل خاطرم
آب حیات مرده ی طبع چو آتشمو آب نبات تشنه ی لفظ چو شکّرم
معراج روح عقد انابیب خامه اممنهاج علم سطر حواشی دفترم
مفتاح فضل صیغه قانون منطقممصباح عقل شعشعه ی طبع از هرم
من سالک مسالک اطوار حیرتممن مالک ممالک اسرار دلبرم
باشد بگرد مرکز مهرش مدار منزین رو مدار مرکز چرح مدوّرم
راتب ستان شش جهت و هفت کوکبممیراث گیرنه پدر و چار مادرم
سرورم شگفت نیست که آزادم از جهانبحرم عجب مدار که اصلیست گوهرم
هستم محیط نقطه ی خاکی وزین قبلدر خویش غرقه گشته که دریای اخضرم
دارم هوای کنگره قصر کبریابگذار تا ازین قفس خاک بر پرم
در بوته ام مسوز که اکسیر اعظممدر آتشم مدار که کبریت احمرم
بادم ولی ز خاک طریقت مرکبمخاکم ولی بآب حقیقت مخمّرم
ویرانه ام بصورت و گنج معانیمپروانه ام بمعنی و شمع منوّرم
دیوانه ام ز مستی و عقل مجردّمبیگانه ام ز هستی و روح مطهرم
مختار روزگارم اگر ردّ عالممفخر مکوناتم اگر عار کشورم
بر بارگی روم که سپهر مکوکبمدر خاک کی شوم که محیط معقّرم
بر بام عقل نوبت فرزانگی زنموز جام عشق جرعه ی دیوانگی خورم
کی بر بساط خاک زنم خیمه وقوفزینسان که دال بعالم جانست رهبرم
خواجو از آستانه درگاه کبریاتا از تو نگذرم نتوانم که بگذرم