گنج

شمارهٔ ۲۳ - فی مدح الصاحب الاعظم جمال الدین احمد

۳۲ بیت
ای بصورت چو صد هزار نگارخجل از صورت تو نقش نگار
در هوای تو آسمان ثابتدر فضای تو اختران سیار
از ارم موقف ترا ساحتوز ثوابت در ترا مسمار
نه مهت را خلل ز داغ خسوفنه گلت را خطر ز شوکت خار
با طیورت فرشته در پروازبا وحوحشت ستاره در رفتار
بزبان صدا لب بامتبا مقیمان سدره در گفتار
طاق تو جفت گشته با خورشیدراست مانند طاق ابروی یار
از سواد کتابه ات خواندهمشتری شرح مخزن الاسرار
ماه منجوقت آفتاب فروغسطح ایوانت آسمان کردار
چار طاق سپهر فرسایتهمچو نه طاق سیمگون زنگار
بر ادای صریر خوانده بلنددر تو را ز گنبد دوّار
نقش پردازت از پی سبزیبرده ز آئینه فلک زنگار
اوفتاده ز طاق ایوانترخنه در برج این کبود حصار
روز و شب صحن گلستان ترابلبل شاخ سدره بر اشجار
نقشت از لوح سینه شسته سوادخطت از دیده نسخ کرده غبار
در بهار ایمنی ز باد خزاندر خزان خرمی چو فصل بهار
در حریم تو کرگسان سپهرآشیان کرده اند بر دیوار
باده نوشان عیش خانه توفارغند از خمار و از خمّار
بر سپهرت بود بپایه شرفو بهشتت بود بنزهت عار
همچو بخت جمال دولت و دینتا ابد چشم نرگست بیدار
آن فلک رفعت ستاره محلوان قضا قدرت قدر مقدار
لازم آستان او اقبالبنده ی بندگان او دینار
حلمش از باد دفع کرده شتابحزمش از خاک رفع کرده قرار
ایجهان خادم و تواش مخدوموی فلک ز ایرو در تو مزار
به یسار تو بحر خورده یمینبیمین تو چرخ داده یسار
عالمت بنده و تو عالم بخشدولتت باقی و تو دولتیار
مملکت را بکلکت استغنامعدلت را بذاتت استظهار
کمر بندگی بخدمت توبسته همواره چرخ ناهموار
زده بر چنگ در ادای صریرنی کلکت نوای موسیقار
سایه بر کار آفتاب اندازکه هوا داری تو دارد کار
تا عدد لازم شمار بودباد عمرت برون ز حد شمار
تا عمارت به عدل یابد ملکبادی از عمر و ملک برخوردار