شمارهٔ ۲۱ - فی نعت النبی علیه الصلوة و السلام
ای مگس ران وثاقت شهپر روح الامیننقش توقیع جلالت رحمةٌ للعالمین
طاق ایوان نبوت را ز فرط کبریابرده بر کیوان و آدم در میان ماء و طین
داده هفت اختر بیسر زمزم فضلت یسارخورده نه منظر بیمن کعبه ی قدرت یمین
بسته حرز نام میمونت فریدون بر علمکرده نقش خاتم لعلت سلیمان بر نگین
شسته آب دعوتت زنگ از دل شاه حبشجسته تیغ هندیت تاج از سر فغفور چین
بر جناب در گهت صالح غلامی خاصه داردر حریم حضرتت آدم گدائی خوشه چین
سدّه مرفوع شرعت عقل را اعلی الذّریحلقه ی مفتول جعدت روح را حبل المتین
برج او ادنی ز رخسارت پر از بدر منیردُرج لا احصی ز گفتارت پر از دُرّ ثمین
ابرویت بگشوده تیر قاب قوسین از کمانغمزه ات بنموده تیغ قم فانُذر از کمین
بر سپهر لی مع الله عارضت ماهی تمامدر ریاض فاستقم قدّ تو سروی راستین
آهوی مستت که دار کحل مازاغ البصرخورده آب از جویبار قاصرات الطرف عین
حرفی از آیات تعظیمت رسولٌ قد خلتلفظی از عنوان توقیرت شفیع المذنبین
بختی افلاک را مهد کمالت بر کتفو ابلق ایام را داغ جلالت بر سرین
رو بمولی کرده و گرد ولا بر آستانترک دنیا گفته و گنج دنی در آستین
باد بر خاکت ز آب دیده خواجو درودو آفرین بر جان پر نور تو از جان آفرین