شمارهٔ ۲۴۶
ای چشم تو چشم بند مستانروی تو چراغ بت پرستان
بادام تو نقل میگسارانعناب تو کام تنگدستان
مرجان تو پرده دار لؤلؤریحان تو خادم گلستان
رخسار تو در شکنج گیسورخشنده چو شمع در شبستان
سرنامه ی حسن یا خطست اینعنوان جمال یا رخست آن
ای شمع مریز اشک خونینگریه چه دهی بیاد مستان
صدر جامه دریده ام چو غنچهبر زمزمه ی هزار دستان
سرخاب قدح تهمتنانرااز پای درآورد بدستان
خواجو دهن قرابه بگشایوز لعل پیاله کام بستان