شمارهٔ ۲۳۳
امشب ای یار قصد خواب مکنمرو و کار ما خراب مکن
شب درازست و عمر ما کوتاهقصه کوته کن و شتاب مکن
چشم مست تو گرچه در خوابستتو قدح نوش و عزم خواب مکن
شب قدرست قدر شب دریابوز می و مجلس اجتناب مکن
سخن جام گوی و باده ی نابصفت ابر و آفتاب مکن
وگرت شیخ و شاب طعنه زنندالتفاتی بشیخ و شاب مکن
روز را چون ز شب نقاب کنندترک خورشید مه نقاب مکن
آبروی قدح بباد مدهپشت بر آتش مذاب مکن
لعل میگون آبدار بنوشجام می را ز خجلت آب مکن
چون مرا از شراب نیست گریزمنعم از ساغر شراب مکن
از برای معاشران خواجوجز دل خونچکان کباب مکن