شمارهٔ ۲۳
ساقیا ساغر شراب کجاستوقت صبحست آفتاب کجاست
خستگی غالبست مرهم کوتشنگی بیحدست آب کجاست
دُرد نوشان درد را بصبوحجز دل خونچکان کباب کجاست
همه عالم غمام غم بگرفتخور رخشان مه نقاب کجاست
لعل نابست آب دیده ماآن عقیقین مذاب ناب کجاست
تا بکی اشک بر رخ افشانیمآخر آن شیشه گلاب کجاست
بسکه آتش زبانه زد در دلجگرم گرم شد لعاب کجاست
از تف سینه و بخار خمارجانم آمد بلب شراب کجاست
دلم از چنگ می رود بیروننغمه ی زخمه ی رباب کجاست
بجز از آستان باده فروشهر شبم جایگاه خواب کجاست
دل خواجو ز غصّه گشت خرابمونس این دل خراب کجاست