گنج

شمارهٔ ۱۶۸

۱۱ بیت
ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ای نفسبرکش ز طرف پرده‌سرا نالهٔ جرس
چون نغمه‌ساز گلشن روحانیان توییخاموش تا به چند نشینی در این قفس
تا کی در این مزابل سفلی کنی نزولقانع مشو ز روضهٔ رضوان به خار و خس
اهل خرد متابعت نفس کی کنندشاه جهان چگونه شود بندهٔ عسس
تنگ شکر بریزد ازین بوم شوره‌ناکپرواز کن وگرنه به تنگ آیی از مگس
در راه مهر نیست به جز سایه همنشیندر کوی عشق نیست به جز ناله هم‌نفس
مستعجلی و روی بگردانده از طریقمستسقئی و جان به لب آورده در ارس
با برهمن مگو سخن شرع بعد ازینوز اهرمن مجو صفت عرش ازین سپس
عمر عزیز چون به هوس صرف کرده‌ایجان عزیز را مده آخر درین هوس
آزاد باش و بندهٔ احساس کس مشوکآزاده آن بود که نگردد اسیر کس
خواجو ترا چو ناله به فریاد می‌رسددریاب خویش را و به فریاد خویش رس