شمارهٔ ۱۴۵
مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بودکه عشق لم یزل و لا یزال خواهد بود
در آن زمان که امید بقا خیال بودخیال روی توام در خیال خواهد بود
از آنطرف که توئی گر فراق خواهی جستازین طرف که منم اتصال خواهد بود
نظر بفرقت صوری مکن که در معنیمیان لیلی و مجنون وصال خواهد بود
براستان که سرما چنین که در سرماستبر آستان شما پایمال خواهد بود
بهر دیار که محمل رود ز چشم منشگذار بر سر آب زلال خواهد بود
چو قطع بعد مسافت نمی دهد دستمکجا بمنزل قربت مجال خواهد بود
کسی که بر سر کوی تو باشدش حالیز خاک کوی تو صبرش محال خواهد بود
ز قیل و قال گذر کن که در چمن زین پسحدیث بلبل شیرین مقال خواهد بود
بباغ باده ی گلگون چرا حرام بوداگر بگلشن رضوان حلال خواهد بود
مکن ملامت خواجو که مهر او هر روزچو حسن ماهرخان بر کمال خواهد بود