گنج

شمارهٔ ۱۴۴

۱۱ بیت
هر نسخه که در وصف خط یار نویسندباید که سوادش بشب تار نویسند
در چین صفت جعد سمن سای نگارینهر نیمشب از نافه ی تاتار نویسند
ای بس که چو من خاک شوم قصه دردمصاحب نظران بر در و دیوار نویسند
باید که حدیث من دیوانه ی سرمستارباب خرد بر دل هشیار نویسند
هر نکته که در سکه من نقش بخوانندآنرا بطلا بر رخ دینار نویسند
شرح خط سبز تو مقیمان سماواتهر شام برین پرده ی زنگار نویسند
از تذکره روشن نشود قصه ی منصورالا که بخون بر زبر دار نویسند
گر در قلم آرند وفا نامه ی عشاقاول سخنم بر سر طومار نویسند
هر جور که بر ما کند آن یار جفا کارشرطست که یاران وفادار نویسند
آن قصه که فرهاد زدی جامه ی جان چاکرسمست که بر دامن کهسار نویسند
مستان خرابات طرب نامه ی خواجوبر حاشیه ی خانه ی خمّار نویسند