شمارهٔ ۱۱۰
ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برندشاهدان خوابم بچشم جادوی شهلا برند
گه بسوی دیرم از مقصوره ی جامع کشندگه بمعراجم زبام مسجد اقصی برند
ساکنان کعبه هر ساعت بجست و جوی مناز صوامع ره بخلوتخانه ی ترسا برند
روز و شب خاشاک روبان در دیر مغانمست و بیخود دوش بر دوش آورندم یا برند
گر کنی زنجیرم از زلف مسلسل عاقلانرشک بر دیوانگان بی سر و بی پا برند
مشک غمازست ورنی کی بشب شوریدگاناز پی دل ره بدان گیسوی مشک آسا برند
گر بجنت یا سقر سرگشتگان عشق راروز محشر از لحد آشفته و شیدا برند
باد پیمایان که بر آتش زنند از باده آبپیش یاقوت تو آب ساغر صهبا برند
هر شبی دفتر نویسان ورق پرداز شاماز سواد خط سبزت نسخه ی سودا برند
در هوای لعل دُر پاشت بدامن سائلانهر دم از بحرین چشمم لؤلؤ لالا برند
خاکیان با گریه ی ما خنده بر دریا زنندو آب روشن دمبدم از چشمهای ما برند
چون کند خواجو حدیث منظرت فردوسیانگوهر نظمش ز بهر زیور حورا برند