گنج

شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: وزاست۱۲ بیت
هم چنین فرد باش خاقانیکآفتاب این چنین دل افروز است
چه کنی غمزهٔ کمانکش یارکه به تیر جفا جگر دوز است
یار، مویت سپید دید گریختکه به دزدی دل نوآموز است
آری از صبح دزد بگریزدکز پی جان سلامت اندوز است
بر سرت جای جای موی سپیدنه ز غدرسپهر کین‌توز است
سایبان است بر تو بخت سپیدآن سپیدی بخت دلسوز است
گرچه مویت سپید شد بی‌وقتسال عمرت هنور نوروز است
تنگ دل چون شوی ز موی سپیدکه در افزای عمرت امروز است
شب کوته که صبح زود دمدنه نشان از درازی روز است
تو جهان خور چو نوح مشکن از آنکسام بر خیل حام پیروز است
طعن نادان نصیحت داناستزدن یوزه عبرت یوز است
نام بردار شرق و غرب توییکه حدیثت چو غیب مرموز است