شمارهٔ ۳۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ست۶ بیت
خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملکیک باره فتنهٔ دو هوائی فرو نشست
آن را که کردگار برآورد، شد بلندو آن را که روزگار فرود برد گشت پست
گفتند خسته گشت فریدون و جان سپردزان تیر کز کمان کمینه کسی بجست
من کاین سخن شنیدم کردم هزار شکرواندر برم ز گریهٔ شادی نفس ببست
من خاک آن، عطارد پران چار پرکو بال آن ستارهٔ راجع فرو شکست
نحسی که داشت چون مه نخشب مزوریاز لاف آفتاب او خلق باز رست