گنج

شمارهٔ ۳۰۶

راز دارم مرا ز دست مدهبی‌خودان را به خودپرست مده
نجده ساز از دل شکسته‌دلاناین چنین نجده را شکست مده
شست تو همت است و صید تو مالصید بدهی رواست، شست مده
مهرهٔ مار بهر مار زده استبه کسی کز گزند رست مده
عافیت کیمیاست دولت خاککیمیا را به خاک پست مده
گنج معنی توراست خاقانیشو کلیدش به هرکه هست مده
پایگه یافتی، به پای مزندستگه یافتی ز دست مده
میده تنها توراست تنها خوربه سگان ده، به هم‌نشست مده
شمع غیبی به پیش کور مسوزتیغ عقلی به دست مست مده