گنج

شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواط

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اه۱۲ بیت
ای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ماچندین سُقاطهٔ هوس افزای عقل کاه
آئی چو سیر کوبهٔ رازی به بانگ و نیستجز بر دو گوپیازهٔ بلخیت دستگاه
دیگ هوس مپز که چو خوان مسیح هستکس گوپیازهٔ تو نیارد به خوان شاه
بَد نثری و رسائل من دیده چند وقتکژ نظمی و قصائد من خوانده چندگاه
زرنیخ زرد و نیل کبود تو را ببردگوگرد سرخ و مشک سیاه من آب و جاه
آری در آن دکان که مسیح است رنگرززرنیخ و نیل را نتوان داشت پیش گاه
سحر زبان سامری آسای من بخوانوحی ضمیر موسوی اعجاز من بخواه
عقدی ببند ازین گهر آفتاب کاندُرّی بدزد ازین صدف آسمان شناه
موی تو چون لعاب گوزنان شده سپیددیوانت همچو چشم غزالان شده سیاه
باری ازین سپید و سیاه اعتبار گیریا در سیه سپید شب و روز کن نگاه
پس ...س نه‌ای و گرچه چو ...ر کلاه‌دارکز دست جهل تو به در ...ن نهم کلاه
خاقانی و حقایق طبع تو و مجازاینجا مسیح و طوبی و آنجا خر و گیاه