گنج

شمارهٔ ۱۴۰ - در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعد

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ودبرامد۸ بیت
خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شدهزار آه زهرک آن خبر شنود برآمد
چون روز اسعد ازین چرخ دیر سال فرو رفتز چرخ نالهٔ وا اسعداه زود برآمد
چو روی علم نهان شد شکست پشت جهانیطراق پشت شکستن ز هر که بود برآمد
خواص آذربیجان چو دود آذرپیچانبسوختند و ز هر یک هزار دود برآمد
خلیفه جامهٔ سوکش قبا کند چو غلامانکه جان خواجه که سلطان دیر بود برآمد
گریست دیدهٔ خسرو بریخت در کیانیفرود شد که روانش ازین فرود برآمد
فلک ستاره فرو برد و خور ز نور تهی شدزمانه مایه زیان کرد و خود ز سود برآمد
مرا ز ماتم او جان و دل به رنگرزان شدلباس جان سیه از رنگ و دل کبود برآمد