غزل شمارهٔ ۶۴
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: ویتونیست۶ بیت
کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیستوز پی دیدار تو بر سر کوی تو نیست
فتنه به بازار عشق بر سر کار است از آنکراستی کار او جز خم موی تو نیست
روی تو جان پرورد خوی تو خونم خوردآه که خوی بدت در خور روی تو نیست
با غم هجران تو شادم ازیرا مراطاقت هجر تو هست طاقت خوی تو نیست
روی من از هیچ آب بهره ندارد از آنکآب من از هیچ روی بابت جوی تو نیست
بوی تو باد آورد دشمن بادی از آنکجان چو خاقانیی محرم بوی تو نیست