گنج

غزل شمارهٔ ۴۵

لعل او بازار جان خواهد شکستخندهٔ او مُهر کان خواهد شکست
عابدان را پرده این خواهد دریدزاهدان را توبه آن خواهد شکست
هودج نازش نگنجد در جهانلیک محمل بر جهان خواهد شکست
پرنیان خوئی به پای پیل غمدل چو پیل پرنیان خواهد شکست
روی گندم‌گون او در چشم ماهخار راه کهکشان خواهد شکست
غمزه‌ش ار غوغا کند هیچش مگویکو طلسم آسمان خواهد شکست
دشمنان از داغ هجرش رسته‌اندپل همه بر دوستان خواهد شکست
جای فریاد است خاقانی که چرخنالهٔ فریاد‌خوان خواهد شکست