غزل شمارهٔ ۳۹۵
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: می۴ بیت
یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحمحتی تجلی الصبح لی فیالساترین المُعْلَم
جام صبوحی ده قوی چون صبح بنمود از نویبوئی چو باد عیسوی رنگ چو اشک مریمی
هات من الدن دما فاشرب هنیا فیالملافالنفس من قبل الصبی ربت جنانا بالدم
خون خوردهای نُه مه پسر خون رزان میخور دگرکاین آدمی را آبخور خون است مسکین آدمی