غزل شمارهٔ ۱۶۸
آنچه عشق دوست با من میکندوالله ار دشمن به دشمن میکند
خرمن ایام من با داغ اوستاو به آتش قصد خرمن میکند
این دل سرگشته همچون لولیانباز دیگر جای مسکن میکند
همچو مرغی از بر من میپردنزد بدعهدی نشیمن میکند
میبرد با گرگ در صحرا گلهبا شبان در خانه شیون میکند
پیش من از عشق بر سر میزنددر پی اندر پی، پی من میکند
آه از این دل کز سر گردنکشیخون خاقانی به گردن میکند