گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۵

آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بودغایت بیداد بود و عین جفا بود
قول تو دانی چه بود دام فسون بودعهد تو دانی چه بود باد هوا بود
مهر بریدن ز یار مذهب ما نیستلیک چنین هم طریق و رسم تو را بود
از تو و بیداد تو ننالم که‌اولدل به تو من دادم و گناه مرا بود
ای دل خاقانی از گذشته مکن یادعاقبت این است آنچه رفت بلا بود