گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۰

می وقت صبوح راوقی بایدوان می به خمار عاشقی باید
چون مرغ قنینه زد صلای میبا پیر مغان موافقی باید
تا زهد تکلفیت برخیزدبر ناصیه داغ فاسقی باید
در پیش خسان اگر نهی خوانیهم بی‌نمک منافقی باید
همچون محکت چو چهره بخراشندبر چهره نشان صادقی باید
در هر کنجی است تازه عذرائیاما نظر تو وامقی باید
چون کار به کعبتین عشق افتدشش پنج زنش حقایقی باید