گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۶

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: التورسد۶ بیت
ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسدعین کمال خسته باد ار به کمال تو رسد
ماه منی و ماه را چرخ فدای تو دهدگر به دیار دشمنان وقت زوال تو رسد
چشم زمانه را فلک میل زوال درکشدگر نظر گزند او سوی جمال تو رسد
یافتن وصال تو کار نه چون منی بوددولت دیگری طلب کو به وصال تو رسد
چشم من ار هزار سال از پی روی تو دودگر برسد به عاقبت هم به خیال تو رسد
دیدهٔ خاقنی اگر لاف جمال تو زندکس نکند قبول ازو کآن به مثال تو رسد