غزل شمارهٔ ۱
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رها۷ بیت
ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرهابر باد شده، در سرِ سودایِ تو، سرها
در گُلْشَنِ اُمّید به شاخِ شَجَرِ منگلها نَشِکُفْتَند و برآمد نه ثَمَرها
ای در سَرِ عُشّاق ز شورِ تو، شَغَبهاوی در دلِ زُهّاد ز سوزِ تو، اَثَرها
آلوده به خونابهٔ هجرِ تو، روانهاپالوده ز اندیشهٔ وصلِ تو، جگرها
وی مُهرهٔ اُمّیدِ مرا زخمِ زمانهدر ششدرِ عشقِ تو فروبسته گذرها
کردم خَطَر و بر سرِ کویِ تو گذشتمبسیار کُنَد عاشق از اینگونه خَطَرها
«خاقانی» از آنگه که خبر یافت ز عشقتاز بیخبریّاش به جهان رفت خبرها