گنج

ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت

شمارهٔ ۱بگشای راز عشق و نهفته مدار عشقشمارهٔ ۲آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبودشمارهٔ ۳جهان جای به تلخی است ، تهی بهر و پر دختشمارهٔ ۴مردم چو با ستور موافق بود به فعلشمارهٔ ۵چون که یکی تاج و بَساک ملوکشمارهٔ ۶رودکی ، استاد شاعران جهان بودشمارهٔ ۷یکی جامه وین بادروزه ز قوتشمارهٔ ۸با دل پاک مرا جامهٔ ناپاک رواستشمارهٔ ۹باد و گردم نکرد زشتی هیچشمارهٔ ۱۰از راستی تو خشم وری دانمشمارهٔ ۱۱خدای عرش جهان را چنین نهاد نهادشمارهٔ ۱۲مرا گفت بگیر این و بزی خرم و دلشادشمارهٔ ۱۳افراز خانه ام ز پی بام و پوشششمارهٔ ۱۴لاله به غَنجار ، سرخ کرده همه رویشمارهٔ ۱۵چندین حریر حُلّه که گسترد بر درختشمارهٔ ۱۶هزار آوا همی بر گل سرایدشمارهٔ ۱۷ز هول تاختن و کینه آختنش مراشمارهٔ ۱۸بر آمد ابر پیریت از بن گوششمارهٔ ۱۹سزد که دو رخ کاریز آب دیده کنیشمارهٔ ۲۰آنچه به پیمانه تو را داده اندشمارهٔ ۲۱کافور تو با لوس بود مشک تو با ناکشمارهٔ ۲۲آن جهان را بدین جهان مفروششمارهٔ ۲۳ای دریغا که مورد زار مراشمارهٔ ۲۴دل شاد دار و پند کسایی نگاه دارشمارهٔ ۲۵ای زدوده سایهٔ تو ز آینهٔ فرهنگ زنگشمارهٔ ۲۶زواله اش چو شدی از کمان گروهه برونشمارهٔ ۲۷دل نرم کن به آتش و از بابزن مترسشمارهٔ ۲۸نادیده هیچ مشک و همه ساله مشکبویشمارهٔ ۲۹چگونه سازم با او چگونه حرب کنمشمارهٔ ۳۰تنی درست و هم قوت بادروزه فردشمارهٔ ۳۱تیز بودیم و کند گونه شدیمشمارهٔ ۳۲نسوز نامرده ، ای شگفتی کارشمارهٔ ۳۳عمر چگونه جهد از دست خلقشمارهٔ ۳۴هول تاختن و کینه آختنْش مراشمارهٔ ۳۵کسی که سامهٔ جبار آسمان شکندشمارهٔ ۳۶چنان مگوی ، ولیکن چنان نمای به خلقشمارهٔ ۳۷این گنبد گردان که برآورد بدین سانشمارهٔ ۳۸آسمان آسیای گردان استشمارهٔ ۳۹خراس و آخر و خُنبه ببردندشمارهٔ ۴۰می تند گرد سرای و در تو غُنده کنونشمارهٔ ۴۱کوهسار خشینه را به بهارشمارهٔ ۴۲آراسته کردند به پروین دو شب منشمارهٔ ۴۳سزد که بگسلم از یار سیم دندان طمعشمارهٔ ۴۴نان سیاه و خوردی بی چَربوشمارهٔ ۴۵بیمارم از نهیب عقب رنجهشمارهٔ ۴۶فروز باسلیق مرا ترساشمارهٔ ۴۷که نعمهای او چو چرخ روانشمارهٔ ۴۸درهٔ من شده ست از نعمتشمارهٔ ۴۹دو گوش سخت کن و بیهده سخن مشنوشمارهٔ ۵۰دلی را کز هوا جستن چو مرغ اندر هوا یابیشمارهٔ ۵۱ما را بدان لب تو نیاز است در جهانشمارهٔ ۵۲خواجه ، تُتماج باید و سر بریانشمارهٔ ۵۳از گواز و تَش و انگشته و بهمان و فلانشمارهٔ ۵۴هر چه کردی نیک و بد فردا به پیشت آورندشمارهٔ ۵۵نکنی طاعت و آنگه که کنی سست و ضعیفشمارهٔ ۵۶آنکه نداند همی سرود ز یاسینشمارهٔ ۵۷از عبیر و عنبر و از مشک و لاد و دار بوی