گنج

شمارهٔ ۹۴

۷ بیت
ماه من از شرم بر خورشید اختر پروردسرو من بر رخ ز مشکین طرّه عنبر پرورد
قد برافرازد به بزم، آنگه برافروزد جمالماه نخشب را فراز سرو کشمر پرورد
آن دو زلف عنبرین پرورده رخسار اوستلاله حمرا چه نیکو سنبل تر پرورد
این همه سروی که پرورده است چون قدش نبودباغبان گر راست گوید سرو دیگر پرورد
جان ما را می تواند پرورد از بوسه ایآن که اندر جنتِ رخ آب کوثر پرورد
ای که گفتی جز صدف گوهر نپرورده است هیچماه من در حقه یاقوت گوهر پرورد
پیکر من زرد گشت از آتش رخسار اونیست عیب آفتاب ار معدن زر پرورد