شمارهٔ ۱۰۶
ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیرگر بود شیر، کند آهوی چشمت نخجیر
هر کجا ماه رخی، مهر تواش داده فروغهر کجا شیردلی، عشق تواش کرده اسیر
تو به قد نازی و او را همه قامت زیبابید مجنون نکند جلوه سرو کشمیر
جعد پنهان کن و بنگر به رخش زلف سیاهدود انگشت نبخشد اثر مشک و عبیر
ابرویش بنگر و مژگان بفکن بر ابروای کمان دار مزن تیر، بترس از شمشیر
نیستی رستم دستان، بهراس از سهرابنیستت زهره شیرانه، بپرهیز از شیر
به دو زلفش که اگر خاطرش آشفته شودمی کشم یک شب از آتشکده سینه صفیر
خرمن ماه تو آتش زنم از شعله آهکه شود آینه خاکسترت ای مهر منیر
به دعا کشور حسن تو کنم زیر و زبرکه نماند اثرت هیچ ز اکلیل و سریر
پند افسر بشنو، نیک به دست آرش دلای که پولاد من از پنجه حسن تو خمیر