گنج

شمارهٔ ۱۰۳

۶ بیت
ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمروز عقیق لعل تو، لعل بدخشان خون جگر
مشک تاتاری که این سان منتشر شد در جهاناز عبیر زلف تو باد صبا دادش خبر
هم حکایت می کند روی تو را بستان و گلهم روایت می کند بانگ مرا مرغ سحر
تا چه خواهد بود حال سینه های چون حریرتیر مژگانت که کرد از گنبد گردون گذر
گر نیازی آورم روزی بگو دشنام تلخطوطیان را باید از منطق چکد شهد و شکر
تاکیم رنجور خواهی، گر کشی زودم بکشخون عاشق باشد اندر مذهب خوبان هدر