گنج

شمارهٔ ۸۳ - نقش چلیپا

۱۵ بیت
ای زلف تا به دوش بتم پا نهاده‌ایپای ادب ز قاعده بالا نهاده‌ای
برتر نهاده‌ای قدم از جای خویشتنشرمت ز خویش باد که بی‌جا نهاده‌ای
شوخی بدین مثابه ندیدم ز هیچ تناین رسم در زمانه تو تنها نهاده‌ای
شعری فزون نباشی و می‌بینمت همیاز رتبه پا به تارک شعری نهاده‌ای
مانا تو راست دعوی اعجاز موسویکاین سان به آستین ید بیضا نهاده‌ای
چونان کلیم عصری و در طور عاشقیروی امید جانب سینا نهاده‌ای
یا چون خلیل عهدی و بر تار عشق یارتن را به منجنیق تولّی نهاده‌ای
یا عیسی زمانی و از فرط منزلتدل بر عروج طارم اعلی نهاده‌ای
گاهی به دوش و گه به گریبان، گهی به رخهر لحظه در مقامی مأوی نهاده‌ای
طاووس جنتی تو و همواره بال و پربر شاخسار دوحهٔ طوبی نهاده‌ای
راهب‌صفت همی به کلیسای چهر دوستتَرکِ جهان به عادت ترسا نهاده‌ای
قِسّیس‌وار بر تن از آن حلقه حلقه‌هاشکل صلیب و نقش چلیپا نهاده‌ای
هر نافه کز ختا سوی آفاق می‌روددر چین خویش جمله مهیا نهاده‌ای
ای کافر سیه‌دل هندوی، خیره‌سراندر سرم هزاران سودا نهاده‌ای
ای دزد اهرمن‌خو، طرّار فتنه‌جودامم به راه دین پی یغما نهاده‌ای