گنج

شمارهٔ ۸۵ - این قطعه در پشت تقویم نویسد و با ناصرالّدین منگلی نورّالله قبره فرستد.

جهان پناها،سال نوت همایون بادکمال عدل تو معمار ربع مسکون باد
در اختیار قضایای عالم علویرموز کلک تو تقویم ساز گردون باد
ستوده ناصردین منگلی که طالع توقرین طالع اسکندر و فریدون باد
دقایق کرمت از شمار بگذشتستتصاعد در جاتت ز وهم بیرون باد
ز چرخ ملک تو دیوی گر استراق کندشهاب وار ز رمحت بروشبیخون باد
به حلّ عقدة رأس و ذنب گر آری رویبه دست فکر تو آسان شده هم اکنون باد
ز شوق آنکه نهد بوسه برسم اسبتز انحنا الف خطّ استوا نون باد
هر اقتضا که قرآن سعود را باشدز اتّصال بدین حضرت همایون باد
بهندویّی درت گر ز حل نیارد فخرز ترکتا ز تو اوجش چو صحن ها مون باد
قضا چو نامۀ حکمی بنام عدل تو بستبدان اجازت قاضیّ چرخ مقرون باد
به هر غرض که زبان باز کرد سوفارتزبان خنجر مرّیخ گفته، کایدون باد
گر آفتاب نه در سایه ات گذارد روزز لطمه های کسوفش عذار شبگون باد
نوای زهره که در بزم رامش تو زندچو ضرب تیغ تو در روز رزم موزون باد
دبیر چرخ چو اقطاع کاینات دهدبدست او ز اشارات شاه قانون باد
برید گردون هر روز از دگر منزلبه خدمت آمده با مژدۀ دگرگون باد
هوای ملک چواز دولت تو معتدلستبهار عمر ترا روزها بر افزون باد
رگی که با تو نه چون مسطر ست بر خط راستبسان جدول تقویم عرقه در خون باد
وصول خسرو سیّارگان به برج شرفچنان که طالع این سال بر تو میمون باد