گنج

شمارهٔ ۸۱ - ایضا؛ له

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اد۵ بیت
زان پس که هزار غصّه خورمدر بندگیت سه سال آزاد
گفتم شودم جرایت افزونچون هر کس را زیادتی داد
افزون نشد این و آنچه خود بودیکبارگی از قلم بیفتاد
از صورت حال خود برین شکلدانی که چه آیدم همی یاد
خر رفت که آورد سروییناورد سرو و گوش بنهاد