گنج

شمارهٔ ۲۹۶ - و له ایضاً

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: کبرده۱۱ بیت
ای سراپرده بر فلک بردهعصمت از جوهر ملک برده
رایت مهر هرکجا رفتهبا خود از رای تو یزک برده
نقّد دعوی حقّ و باطل راشرع از مسندت محک برده
منهی فکرت تو نخست غیبسوی علم تو یک به یک برده
عقل گاه تفهّم سخنتبر عطارد گمان شک برده
میزبان قدر ز بخشش تودیگ اومید را نمک برده
زود بینی لعاب خامهٔ توروز کوری ز شب‌پرک برده
مژۀ شچم حاسدان درترشک بر خار و بر خسک برده
بارهٔ صیت تو ز خطّهٔ کونچند گامی فراترک برده
ماه منجوق رایت قدرتزیب خورشید نُه فلک برده
نوک اوتاد خیمۀ جاهترخنه اندر دل سمک برده